مرتضى مطهري
602
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
نگهدارى هم كرد و يا به چشم حيوانهاى باركش و شيرده كه بايد تيمارشان هم ضمناً كرد و يا به چشم انسانهاى متساوىالحقوق و بلكه به شكل مخدومها . خلاصه آيا مردم براى رهبر و يا رهبر براى مردم ؟ در آن مقاله گفتيم كه اعتراف به حقوق مردم شرط لازم ، و احتراز از هر چيزى كه مشعر بر نفى حاكميت آنها باشد شرط اول رهبرى سالم و شرط اول رهبرى طبيعى است كه مىتواند رضايت و اطمينان مردم را جلب كند . گفتيم كه پيوند تصنعى كه كليسا ميان اعتقاد به خدا و نفى حق حاكميت مردم و بالالزام ميان حق حاكميت مردم و نفى خدا برقرار كرد ، عامل مهمى در روگرداندن مردم از دين و مذهب شد در حقيقت اصل مردم براى رهبر و نه رهبر براى مردم را تثبيت كرد ( 1 ) . كاليگولا امپراتور رم ( در قرن اول ميلادى و يا پيش از ميلاد ) مىگفته است : همان قسمى كه چوپان بر گوسفند برترى دارد قائدين قوم نيز بر مردم برترى دارند ، قائدين نظير خدايان و رعايا نظير چارپايانند . بسيارى از فلاسفه غرب معتقد بودند كه قدرت رؤسا براى آسايش مرئوسين نيست بلكه طبيعى است ، پس طبعاً مرئوسين براى رؤسا آفريده شدهاند . 7 . در آن مقاله گفتيم كه واژه « رعيت » عليرغم مفهوم منفورى كه اخيراً در زبان فارسى پيدا كرده ، متضمن مفهوم حاكم و رهبر براى مردم نه مردم براى رهبر و حاكم است . 8 . ايضاً گفتيم كه از آيه كريمه * ( ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ) * بهترين مفهوم ، اينكه حاكم امانتدار مردم است و به عبارت ديگر اصل رهبر براى مردم نه مردم براى رهبر ، استفاده شود . در مجمع از امامين
--> ( 1 ) . رجوع شود به كتاب علل گرايش به ماديگرى .